اورتریدینگ یعنی فاصله بین تعداد معاملاتی که پلن اجازه میداد و آنچه واقعاً اجرا شد. چهار محرک اصلی، راه شناسایی آن در ژورنال، و هزینه دقیقش با عدد.
فومو در معاملهگری احساس نیست، هزینهای قابل محاسبه است: ورود ۴ دقیقه دیرتر R:R را از ۳:۱ به ۱.۵:۱ میرساند. سه سناریو، نشانهها و واچلیستی که مهارش میکند.
معامله انتقامی از ضرر اول تا ورود دوم فقط ۹۰ ثانیه فاصله دارد. سه نشانه هشدار، زنجیرهای که یک ضرر ۱R را به ۳.۲R میرساند، و وقفه ۲۰ دقیقهای که قطعش میکند.
روانشناسی معاملهگری یعنی فاصله بین دانستن قانون و اجرای آن زیر فشار. چرا سیستمی با نرخ برد ۵۸٪ ضرر میدهد، سه لحظهای که منطق تسلیم میشود، و راه سنجش رفتار.
نظم و انضباط در معاملهگری یک ویژگی شخصیتی نیست، یک روتین است. چکلیست پیشبازار، قوانین حین معامله، مرور روزانه و هفتگی، با نمونه ساعتبهساعت به وقت تهران.