وقتی تازه وارد دنیای معاملهگری میشوید، نیمی از سردرگمی از خود بازار نیست — از واژههایی است که همه فرض میکنند بلدید. این مقاله ۲۰ اصطلاحی را که در هر بحث معاملهگری، هر ژورنال، و هر تحلیل تکرار میشوند، با تعریف دقیق و مثال عددی توضیح میدهد. اصطلاحها در پنج دسته چیده شدهاند: قیمت و اجرا، حساب و مدیریت سرمایه، ریسک و ارزیابی معامله، استراتژی و تحلیل، و پراپفرم و چالش.
فهرست ۲۰ اصطلاح — روی هرکدام بزنید تا مستقیم به تعریفش بروید:
- قیمت و اجرا: ۱. پیپ · ۲. لات · ۳. اسپرد · ۴. اسلیپیج · ۵. لیکوییدیتی
- حساب و مدیریت سرمایه: ۶. لوریج · ۷. مارجین · ۸. اکوییتی · ۹. بالانس · ۱۰. دراودان
- ریسک و ارزیابی معامله: ۱۱. استاپلاس · ۱۲. تیکپرافیت · ۱۳. R · ۱۴. R:R · ۱۵. ریسک به ازای معامله
- استراتژی و ابزار تحلیل: ۱۶. RSI · ۱۷. پرایس اکشن · ۱۸. دفترچه استراتژی
- پراپفرم و چالش: ۱۹. پروفیت تارگت · ۲۰. دیلی لاس لیمیت
اصطلاحهای قیمت و اجرا
این پنج اصطلاح توضیح میدهند وقتی یک سفارش میگذارید، دقیقاً چه اتفاقی برای قیمت و هزینهتان میافتد.
۱. پیپ (Pip)
کوچکترین واحد استاندارد تغییر قیمت در بیشتر جفتارزها. در EURUSD، حرکت از 1.0850 به 1.0851 برابر با یک پیپ است. همین یک پیپ اختلاف، وقتی حجم پوزیشن بزرگ باشد، میتواند چند ده دلار در نتیجه نهایی معامله فرق ایجاد کند.
۲. لات (Lot)
واحد اندازهگیری حجم پوزیشن. یک لات استاندارد در فارکس معمولاً برابر 100,000 واحد ارز پایه است؛ 0.1 لات یعنی 10,000 واحد. انتخاب اشتباه بین لات، مینیلات و میکرولات رایجترین دلیل بزرگ شدن ناخواسته ریسک یک معامله در بین تازهکارهاست.
۳. اسپرد (Spread)
فاصله بین قیمت خرید (Ask) و قیمت فروش (Bid). اگر Bid روی 1.0849 و Ask روی 1.0851 باشد، اسپرد 2 پیپ است — این عدد هزینه ورود شماست، قبل از هر حرکت قیمت. هرچه اسپرد نماد بالاتر باشد، قیمت باید بیشتر در جهت معامله حرکت کند تا فقط به نقطه سربهسر برسید.
۴. اسلیپیج (Slippage)
تفاوت بین قیمتی که سفارش دادید و قیمتی که واقعاً پر شد. سفارشی روی 2341.80 که در لحظه خبر اقتصادی روی 2342.30 پر میشود، $0.50 اسلیپیج داشته. اسلیپیج معمولاً در لحظات کمنقدینگی یا بعد از اخبار مهم اقتصادی بیشتر دیده میشود، نه در ساعات عادی بازار.
۵. لیکوییدیتی (Liquidity)
میزان حجم معاملاتی موجود در یک قیمت مشخص. نقدینگی پایین یعنی سفارشهای بزرگتر میتوانند قیمت را جابهجا کنند و اسپرد را باز کنند. بازارهایی مثل EURUSD در ساعات همپوشانی لندن و نیویورک نقدینگی بسیار بالایی دارند؛ جفتارزهای اگزوتیک در همان ساعت هم میتوانند نقدینگی کم داشته باشند.
اصطلاحهای حساب و مدیریت سرمایه
این پنج اصطلاح روی صفحه حساب هر بروکری دیده میشوند و فهمیدن دقیقشان از بستن ناخواسته یک پوزیشن بهخاطر مارجینکال جلوگیری میکند.
۶. لوریج (Leverage)
نسبتی که به شما اجازه میدهد با سرمایه کمتر، پوزیشن بزرگتر باز کنید. لوریج 1:100 یعنی با $1,000 میتوانید پوزیشنی معادل $100,000 کنترل کنید — سود و ضرر هر دو به همین نسبت بزرگ میشوند. لوریج بالاتر ریسک را کم نمیکند، فقط اجازه میدهد با سرمایه کمتر پوزیشن بزرگتری کنترل کنید؛ مدیریت ریسک همچنان بر عهده خود تریدر است.
۷. مارجین (Margin)
بخشی از موجودی حساب که بروکر برای باز نگه داشتن یک پوزیشن مسدود میکند. هرچه لوریج بالاتر، مارجین لازم برای همان حجم پوزیشن کمتر است. اگر اکوییتی حساب به زیر سطح معینی از مارجین لازم برسد، بروکر ممکن است پوزیشنها را بهصورت خودکار ببندد (مارجینکال).
۸. اکوییتی (Equity)
ارزش لحظهای حساب شامل سود یا زیان پوزیشنهای باز. اگر بالانس $10,000 باشد و پوزیشن باز $200 در ضرر باشد، اکوییتی $9,800 است. اکوییتی همان عددی است که واقعاً نشان میدهد اگر همین الان همه پوزیشنها را ببندید، چقدر پول در حساب دارید.
۹. بالانس (Balance)
موجودی حساب بدون احتساب پوزیشنهای باز؛ فقط بعد از بسته شدن معامله تغییر میکند. بالانس تصویر لحظهای بازار را نشان نمیدهد؛ فقط تاریخچه معاملات بستهشده را نشان میدهد.
۱۰. دراودان (Drawdown)
افت اکوییتی حساب از بالاترین نقطهاش. اگر حساب از $10,000 به $9,000 برسد، دراودان ۱۰٪ است — این یکی از مهمترین اعداد برای اندازهگیری ریسک واقعی یک استراتژی. خیلی از قوانین چالشهای پراپفرمی مستقیماً بر اساس همین عدد دراودان تعیین میشوند، نه بر اساس سود یا زیان کلی.
اصطلاحهای ریسک و ارزیابی معامله
این پنج اصطلاح پایه هر تحلیل بعد از بسته شدن معامله هستند؛ همانهایی که مقالههای دیگر آکادمی اوتانا با جزئیات بیشتر به آنها میپردازند.
۱۱. استاپلاس (Stop Loss)
قیمتی که در آن معامله بهصورت خودکار با ضرر مشخص بسته میشود. بدون حد ضرر مشخص، یک معامله بهطور نظری میتواند تا هر مقدار در ضرر باقی بماند.
۱۲. تیکپرافیت (Take Profit)
قیمتی که در آن معامله بهصورت خودکار با سود مشخص بسته میشود. تعیین حد سود پیش از ورود، از تصمیمگیری احساسی وسط معامله جلوگیری میکند.
۱۳. R
واحد استاندارد ریسک هر معامله؛ اگر $100 ریسک کرده باشید، همان $100 برابر 1R است و نتیجه هر معامله بر همین اساس سنجیده میشود. مهمترین اصطلاح این فهرست، و دلیل اینکه مقاله جداگانهای دارد.
۱۴. R:R (نسبت ریسک به بازده)
نسبت فاصله تا حد سود به فاصله تا حد ضرر. R:R برابر 2:1 یعنی هدف سود دو برابر ریسک پذیرفتهشده است. این نسبت پیش از باز شدن معامله محاسبه میشود و باید همیشه در کنار درصد برد واقعی استراتژی دیده شود.
۱۵. ریسک به ازای معامله
درصدی از حساب که در یک معامله به خطر میافتد؛ قاعده رایج بین تریدرهای محتاط بین ۰.۵٪ تا ۱٪ حساب در هر معامله است. ریسک بالاتر از ۲٪ در هر معامله معمولاً باعث میشود چند ضرر متوالی بهسرعت به دراودان قابلتوجه تبدیل شود.
اصطلاحهای استراتژی و ابزار تحلیل
این سه اصطلاح توضیح میدهند تریدرها چطور تصمیم ورود میگیرند و چطور آن تصمیم را مستند میکنند.
۱۶. RSI (شاخص قدرت نسبی)
نوسانگری که سرعت و اندازه تغییرات قیمت را بین 0 تا 100 اندازه میگیرد؛ معمولاً بالای 70 اشباع خرید و زیر 30 اشباع فروش تلقی میشود. RSI بهتنهایی سیگنال ورود قطعی نیست؛ معمولاً در کنار ساختار قیمت یا سطوح حمایت و مقاومت خوانده میشود.
۱۷. پرایس اکشن (Price Action)
تحلیل بر اساس حرکت خام قیمت — کندلها، سطوح حمایت و مقاومت — بدون تکیه اصلی بر اندیکاتور. این روش بهجای اتکا به فرمولهای اندیکاتور، مستقیماً به رفتار خریداران و فروشندگان روی نمودار نگاه میکند.
۱۸. دفترچه استراتژی (Playbook)
مجموعه مستندشده از ستاپهای معاملاتی که یک تریدر مجاز است بر اساس آنها وارد معامله شود؛ هر ستاپ با شرایط ورود، حد ضرر و معیار خروج مشخص تعریف میشود. بدون دفترچه استراتژی مکتوب، تشخیص اینکه یک معامله واقعاً طبق قانون گرفته شده یا فقط بر اساس حس لحظه بوده، تقریباً غیرممکن است.
اصطلاحهای پراپفرم و چالش
این دو اصطلاح مخصوص کسانی است که در چالشهای پراپفرمی شرکت میکنند و باید در قالب قوانین مشخص معامله کنند.
۱۹. پروفیت تارگت (Profit Target)
درصد سودی که در یک چالش پراپفرمی باید تا پایان مرحله به آن برسید؛ مثلاً ۸٪ در مرحله اول و ۵٪ در مرحله دوم، رقمهای رایج بین بروکرهای پراپفرمی. نرسیدن به این عدد تا پایان مهلت مرحله، معمولاً به معنی رد شدن از آن مرحله چالش است، صرفنظر از میزان ریسکی که واقعاً گرفته شده.
۲۰. دیلی لاس لیمیت (Daily Loss Limit)
حداکثر افت مجاز حساب در یک روز معاملاتی؛ عبور از این خط معمولاً به معنی حذف فوری از چالش است، حتی اگر باقی قوانین رعایت شده باشند. این محدودیت معمولاً بر اساس ساعت سرور بروکر محاسبه میشود، نه ساعت محلی تریدر، و در بیشتر بروکرهای پراپفرمی شکستنش حتی برای یک دلار هم بخشیده نیست.
سه اصطلاح مرتبط که جزو این ۲۰ تا نیستند
این سه اصطلاح در فهرست بالا شماره ندارند، اما در همان بحثها مدام تکرار میشوند و هر سه مستقیماً روی هزینه یا وضعیت حساب اثر میگذارند.
سواپ (Swap)
بهرهای که بابت باز نگه داشتن پوزیشن بعد از پایان روز معاملاتی به حساب اضافه یا از آن کم میشود. مقدارش به اختلاف نرخ بهره دو ارز آن جفت بستگی دارد و میتواند مثبت یا منفی باشد؛ برای شب چهارشنبه معمولاً سه برابر حساب میشود، چون تسویه آخر هفته هم روی همان شب میافتد. در معاملههای چندروزه سواپ منفی میتواند بخش محسوسی از R هر معامله را ببلعد، پس باید مثل اسپرد در هزینه واقعی معامله حساب شود.
کمیسیون (Commission)
کارمزد ثابتی که بعضی بروکرها جدا از اسپرد میگیرند، معمولاً به ازای هر لات و در هر دو سمت معامله — یعنی دو بار در هر رفتوبرگشت. حسابهایی که اسپرد خام و نزدیک به صفر میدهند تقریباً همیشه کمیسیون جدا دارند، و حسابهای بدون کمیسیون همان هزینه را داخل اسپرد جا دادهاند. هزینه واقعی هر معامله جمع اسپرد و کمیسیون است، نه فقط یکی از این دو؛ همین جمع است که باید در محاسبه R واقعی وارد شود.
مارجینکال (Margin Call)
هشدار یا بستن خودکار پوزیشنها از سمت بروکر، وقتی اکوییتی حساب نسبت به مارجین لازم زیر سطح تعیینشده بروکر برود. این محاسبه روی اکوییتی انجام میشود نه بالانس: حسابی با بالانس $10,000 و یک پوزیشن باز $200 در ضرر، اکوییتی $9,800 دارد و مارجینکال بر اساس همان $9,800 سنجیده میشود. به همین دلیل یک پوزیشن باز در ضرر میتواند حساب را به مارجینکال نزدیک کند بدون اینکه بالانس حتی یک دلار تغییر کرده باشد.
خیلی از این اصطلاحها — R، R:R، دراودان، دیلی لاس لیمیت — دقیقاً همان چیزهایی هستند که در تنظیمات ریسک و پراپ رادار اوتانا از قبل برای هر حساب یا هر چالش مشخص میکنید. وقتی این اعداد را یکبار تعریف کرده باشید، دیگر لازم نیست هر روز دستی حسابشان کنید.
این ۲۰ اصطلاح پایه مشترک هر بحث جدی درباره معاملهگری است. وقتی این زبان را بلد باشید، خواندن یک ژورنال، یک تحلیل، یا حتی قوانین یک چالش پراپفرمی چند برابر سریعتر و دقیقتر میشود.
سوالات متداول
مهمترین اصطلاحات فارکس برای شروع کداماند؟
پنج دسته: قیمت و اجرا (پیپ، لات، اسپرد، اسلیپیج، لیکوییدیتی)، حساب (لوریج، مارجین، اکوییتی، بالانس، دراودان)، ریسک (استاپلاس، تیکپرافیت، R، R:R، ریسک هر معامله)، تحلیل (RSI، پرایس اکشن، دفترچه استراتژی) و پراپفرم (پروفیت تارگت، دیلی لاس لیمیت). اگر فقط وقت یادگیری پنج تا را دارید، پیپ، لات، اسپرد، دراودان و R را انتخاب کنید.
تفاوت بالانس و اکوییتی چیست؟
بالانس موجودی حساب بدون احتساب پوزیشنهای باز است و فقط بعد از بسته شدن معامله تغییر میکند. اکوییتی ارزش لحظهای حساب شامل سود و زیان باز است. اگر بالانس ۱۰٬۰۰۰ دلار و پوزیشن باز ۲۰۰ دلار در ضرر باشد، اکوییتی ۹٬۸۰۰ دلار است — همان عددی که مارجینکال بر اساسش محاسبه میشود.
دراودان چیست و چرا در پراپفرم مهم است؟
دراودان افت اکوییتی حساب از بالاترین نقطهاش است؛ افت از ۱۰٬۰۰۰ به ۹٬۰۰۰ دلار یعنی دراودان ۱۰٪. در چالشهای پراپفرمی قوانین حذف معمولاً مستقیماً روی همین عدد بسته میشوند، نه روی سود کلی — و دیلی لاس لیمیت حتی با یک دلار عبور هم بخشیده نمیشود.
لوریج چیست و آیا ریسک را کم میکند؟
لوریج نسبتی است که اجازه میدهد با سرمایه کمتر پوزیشن بزرگتر باز کنید؛ ۱:۱۰۰ یعنی با ۱٬۰۰۰ دلار پوزیشنی معادل ۱۰۰٬۰۰۰ دلار. لوریج بالاتر ریسک را نه کم میکند نه زیاد — فقط مارجین لازم را کاهش میدهد. ریسک واقعی را حجم پوزیشن و فاصله حد ضرر تعیین میکنند.
مطالب مرتبط